الشيخ المنتظري
627
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
توضيحى درباره خطبه چهل و پنجم مرحوم سيّد رضىّ دو سه تا از خطبه هاى نهج البلاغه را از خطبه حضرت در روز عيد فطر گرفته است ، خطبه اى است از آن حضرت كه مرحوم شيخ صدوق در من لايحضر ( 1 ) نقل كرده و مرحوم شيخ عبّاس قمى هم آن را در آخر مفاتيح الجنان آورده اند . قطعه هايى از اين خطبه موعظه است ، و مرحوم سيّد رضىّ هم آن قطعه هايى را كه از نظر فصاحت و بلاغت به نظرشان خيلى زيبا مى آمده به عنوان « و من كلام له ( عليه السلام ) » نقل كرده اند كه از جمله آنها خطبه بيست و هشتم و همين خطبه چهل و پنجم است . اختصاص همه ستايشها به خداوند « اَلْحَمْدُ لِلَّهِ غَيْرَ مَقْنُوط مِنْ رَحْمَتِهِ ، وَلاَ مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ ، وَلاَ مَأْيُوس مِنْ مَغْفِرَتِهِ ، وَلاَ مُسْتَنْكَف مِنْ عِبَادَتِهِ » ( حمد خدايى را سزاست كه هيچ كس از رحمت او مأيوس و از نعمت او بى بهره و از آمرزش او نوميد نيست ، و از عبادت او نبايد استنكاف كند . ) « ال » در « الحمد » براى جنس يا استغراق است ، و مقصود از حمد همه حمد است ; يعنى كلّ ستايش مخصوص خداوند است ; به عبارت بهتر چون خداوند مستجمع همه كمالات است و كمالات همه از آنِ او مى باشند ، و ستايش افراد هم براى خاطر كمالات است ، پس طبيعت حمد و ثنا طبعاً براى خداوندى كه مستجمع جميع كمالات است واقع مىشود . اين كه مردم اشخاص و اشياء را ستايش مى كنند براى كمال آن شخص و آن چيز است ، و چون كمال مطلق خداوند است ستايشى كه مردم مى كنند خواهى نخواهى
--> 1 - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 514 ، صلاة العيدين ، حديث 1482